نوشته‌ها

هدف در زندگی

مهمترین هدف در زندگی چیست؟

هدف از زندگی

به نظر شما موضوع زندگی چیست؟ «خوشحال و موفق بودن» شاید اگر جوابتان دقیقا این کلمات نیست، لااقل چنین فکر می کنید.
این خصلت بشر است که چنین بیندیشد. ضمنا کسانی که با باور های مالیخولیایی و دلتنگ کننده پیشینیان
خویش، تربیت شده اند، معتقد اند که هدف از زندگی تحمل تیره بختی، فقر و مملو از غم بودن است تا مگر پس از تحمل این
مصائب، در آن دنیا تاج جلال و شکوه را بر تارک خویش بنهند.
اما افراد روشن بین و فکور بایستی درک کنند که در زندگی فقط یک هدف اصلی وجود دارد و آنهم ساختن
شخصیت است.

کسی که در آغاز جوانی، رسیدن به هدف خود را باعزمی راسخ و تلاشی خستگی ناپذیر اراده می کند
وهمواره برای تحقق بخشیدن به آن مهم کمر همت می بندد، نه تنها به مقصود خود نایل می گردد بلکه خوشحالی و موفقیت
واقعی را نیز از آن خود می سازد، زیرا در قاموس مرد یا زن با شخصیت و با اراده، واژه شکست وجود ندارد.
ما اغلب واژه های شخصیت و موفقیت را به گونه یی نابجا و بی ارزش به کار می بریم. کسی را با شخصیت
می دانیم که صرفا خود بین و خیره سر است و کسی را موفق می خوانیم که مال و مکنت و شهرت و موقعیتی را از راه های
مشکوک به دست آورده است.

شخصیت چیست و موفقیت چه معنی دارد؟

شخصیت نتیجه باروری و گسترش والاترین و شریف ترین
کیفیات و خصلت ها ی طبیعت بشری و مورد استفاده قرار دادن آنها است. حال آنکه موفقیت حاصل چیرگی توانایی های
فردی بر نفس و به کار گرفتن این توانایی ها به نفع همنوعان است.
بسیارند کسانی که از فکر روشن، ثروت و موقعیت برخوردارند، ولی همواره در مانده و شکست خورده اند و
هستند کسانی که دارای توانایی های محدودند و از جاهای محقر برخاسته اند ولی با این وجود موفقند، اینها کسانی هستند که
تا سرحد امکانات، توانسته اند حداکثر استفاده را از خود و موقعیت های خود ببرند.
فرقی نمی کند که دایره معلومات تان تا چه اندازه محدود و محیط زندگی تان تا چه حد کوچک باشد. با تمام
این احوال اگر اراده کنید می توانید شخصیت خود را بسازید. برای این کار به پشتوانه مالی، کمک افراد مقتدر یا اعمال نفوذ
کسی نیاز ندارید.

ساختن شخصیت باید به تنهایی انجام گیرد

ساختن شخصیت بایستی به تنهایی و به وسیله خودتان انجام گیرد. سطح زمین را از آوار پاک کنید و بنا را با
نصب سنگی پس از سنگی دیگر بسازید و بال آورید. ساختن شخصیت، عملی است کسل کننده، کند و سخت. به ویژه در
هنگام آماده سازی زمینه شخصیت، عملیات آماده سازی همواره کاری شاق و طاقت فرسا است.
جالب است به این مسأله فکر کنید که وقتی کره گردان کوچک ما در فضا شروع به سرد شدن کرد، چه
وظیفه و تکلیفی به آن محول گردید. به آنهمه آشفتگی و بی نظمی بیندیشید که به مرور زمان، به صورت کوههای عظیم و
سرسبز و شاداب با قلل پوشیده از برف، دره های حاصل خیز و جنگلهای با شکوه تغییر شکل داد.

نیروی الهی در درون همه انسانها

هر یک از ما دنیای کوچکی هستیم که به تنهایی در مداری انفرادی گردش می کنیم، لیکن نیروی الهی در
درون ما است تا به گونه یی متقارن، زیبا و کامل رشد کنیم مشروط بر اینکه نیروی الهی را بشناسیم. وقتی شروع به خودسازی
کنیم، شادی ان عمل خارج از توصیف خواهد بود.
هیچ رضایت خاطری را نمی توان با برگشتن به سالهای گذشته و مشاهده ی رشد خود که با تسلط بر نفس،

اعمال نیکوکارانه، شعور قضاوت، سخاوت و تواضع همراه بوده است، مقایسه کرد.
اگر از این رشد در درون خود آگاهید، اجازه ندهید که فقدان ساز و برگ و مادیات، حتی لحظه ای شما را
بیازارد. به موقع خود آنچه مورد نیاز شما است به اندازه کافی به شما اعطا خواهد شد.
کسی که شخصیتش از رشد کافی برخوردار باشد، هرگز بی نوا نخواهد شد. چنین فردی حتی اگر محتاج
دیگران گردد احتیاجش حالتی موقتی و گذرا خواهد بود.

ساختن شخصیتی با ارزشهای والا

کسب شخصیت یعنی مفید واقع شدن و مفید واقع شدن یعنی مستقل بودن و مستقل و مفید بودن یعنی
خوشحال بودن، حتی در میان انبوهی از غم ها ، زیرا الزاما به معنی بد بختی نیست.
کسی که در راه زندگی، شخصیتی اصیل و نجیب کسب کرده است، غمهای خویش را وسیله ای برای نیل
به رشدی وسیعتر می داند و می پذیرد و به آنها چون عواملی برای تعالی روح که از نزدیک با خوشحالی مرتبط است، می نگرد.
چنین فردی فقط زمانی گرفتار بدبختی مطلق می گردد که عزت نفس خود را از دست بدهد، ایده آل های او
پست و حقیر شمرده شوند، یا اصولی که او به آنها پای بند است، دچار شکست شوند.
آیا مایلید خوشحال و موفق باشید؟ پس با عزمی راسخ شخصیت خود را بسازید و پیوسته تلاش کنید تا
لیاقت والاترین ارزش ها و خصلت هایی را که در شما وجود دارد به دست آورید.

موفقیت

این دست نوشته به این منظور طراحی شده است تا ترس از شکست را در شما حذف کرده و اتخاذ موضعی موثر را در رسیدن به هدف در شما تشویق می کند. شما باید دارای هدف مشخصی در ذهن باشید تا از این دست نوشته برای رسیدن به نتایج حداکثری استفاده کنید.


در رسیدن به اهداف شخصی و کاری ام موفق خواهم بود و می خواهم که موفق باشم.

من دارای قلب شیر هستم. من دارای بالهای عقاب هستم. من دارای خرد یک فرشته هستم. من دارای ارادهی یک گاو نر هستم. من می توانم در هر آنچه که در ذهن می کارم موفق شوم و صرف نظر از اینکه چه کسی یا چه چیزی در سر راهم قرار می گیرد به هیچ وجه متوقف نخواهم شد. زیرا انگیزه ام موفق شدن است. من باید به موفقیت برسم. و می دانم که موفقیت قابل دسترس است.
چیزی به نام شکست وجود ندارد. فقط نتیجه وجود دارد. اما باید در جستجوی پیدا کردن آن باشم. برای آنکه درها باز شود باید در بزنم. بنابراین، دست به انجام تلاش می زنم. و هنگامی که نتیجه آنچیزی نیست که به دنبال آن بودم، آن نتیجه را آزمایش می کنم ….. من از آن نتیجه درس می گیرم و دوباره و دوباره و دوباره تلاش می کنم.
من تصور می کنم که موفقیت همچون هدف تیراندازی است. و من یک تیرانداز هستم. من تیرانداز ماهری هستم. من هدفم را میشناسم و می دانم که چگونه تیر را بیندازم. می خواهم به وسط هدف بزنم حتی اگر برای اولین بار به هدف نزنم یا حتی اگر نتوانم اصلا به هدف بزنم ……. مشکلی نیست. فقط نتیجه وجود دارد.

من می توانم تیر دیگری را بیندازم. و من دائما تیرها را می اندازم تا به هدف بزنم ……. تا زمانی که رضایت کامل خود را کسب کنم. با هر تیری که می اندازم، اذهان خود آگاه و ناخودآگاه با هم کار می کنند تا برای به هدف زدن …. و موفق شدن با هم هماهنگ شوند ……. تا به هدفم برسم ….. تا موفق شوم.

می دانم که چه چیزی می خواهم و به دنبال آن خواهم رفت. من ذهن، احساسات و بدنم را برای رسیدن به آنچه که می خواهم به کار خواهم انداخت. و الان از تمامی افراد، موسسات و سازمانها درخواست می کنم که در رسیدن به خواسته ام به من کمک کنند. جهان از من حمایت می کند. از بالا و پایین، از چپ و راست، از عقب و جلو و از درون و بیرون از من حمایت می کنند.

من درباره ی هدفم با کسی حرفی نمی زنم. من به هیچ کس به جز افرادی که مستقیما به من در رسیدن به هدفم کمک می کنند درباره ی آن صحبت نمی کنم. من حتی با دوستان و خانواده ام دربارهی اهدافم تا جایی که لازم باشد سکوت اختیار می کنم. من این کار را برای تمرکز خود برای موفق شدن انجام می دهم. من به صحبت ها و پیشنهادات هیچ کسی نیازی ندارم زیرا آنچه را که می خواهم می دانم و معتقدم که می توانم آن را انجام دهم، آن را داشته باشم و به آن برسم. بنابراین، من دربارهی هدفم تا جای ممکن ساکت میمانم تا زمانی که به آن برسم. من فقط افرادی را که مستقیما به من کمک می کنند از هدفم آگاه می کنم.

هیچ چیزی اتفاق نمی افتد مگر اینکه من موجب رخ دادن آن شوم. موفقیت به نزد من می آید چون من به سمت آن می روم. بنابراین گام بعدی را به سمت هدف نهایی ام بر می دارم. بعد از این جلسه، درباره ی گام بعدی فکر می کنم. گام بعدی چیست؟ کار بعدی ای که می توانم برای نزدیک شدن به هدفم انجام دهم چه چیزی می باشد؟خودم گام بعدی را در ذهن خودم به تصویر میکشم.(حالا یک لحظه فکر کنید و آنرا مانند تصویر ببینید…. حتی با چشمان باز.)

با شمردن تا عدد پنج از هیپنوتیزم بیدار خواهم شد.هنگامی که به عدد پنج میرسم کاملا هوشیار شده و از هیپنوتیزم بیدار میشوم. یک ….. شروع به بیدار شدن از هیپنوتیزم میکنم. دو…. از محیط اطراف خود آگاه میشوم. احساس رضایت ، امنیت و آرامش میکنم.سه… منتظر رسیدن به نتایج مثبتی از جلسه هیپنوتیزم خود هستم. چهار… احساس خوش بینی و تازگی میکنم.پنج…پنج….پنج….الان کاملا به هوشیاری رسیده و از هیپنوتیزم بیدار میشوم

متمرکز روی هدف

از آنجایی که عوام نمی توانند افکار خود رابا یک دفعه تلاش متمرکز کنند، در اکثر زمینه های زندگی، بیشتر شکست می خورند تا موفق شوند. رفتار مخرب باعث تخریب موفقیت ها و تبدیل آنها به شکست و ناکامی می شود. فکر کردن به احتمالات، همراه با پذیرش تلقین های مثبت است و بعد امید فراوان می تواند که ناامیدی و سکون را ریشه کن کند.

بهترین و موثرترین راه برای این که نتایج سریعی از خود تلقینی بگیریم، آن است که در این خصوص به طور منظم و حساب شده ای عمل کنیم.

اگر زمانی را برای مطالعه و تمدد اعصاب کنار بگذاریم و پیوسته این کار ادامه دهیم، می توانیم تغییرات لازم را ایجاد کنیم. کمک کردن به خود آسان تر از ناامید کردن خویشتن است. بخشی از اسرار کتاب خودهیپنوتیزم