نوشته‌ها

شکست

ترس از شکست چه نتیجه ای بدنبال دارد؟

ترس از شکست

ترس از امتحان کردن یک کار و بعد هم ضایع شدن و احساس بی ارزشی کردن است. این همان چیزی است که تمام منابع افراد را می گیرد و آنها رها نمی کند تا بتوانند به دنبال خواسته شان بروند.

چون اگر این کار را بکنند، نگرانند که شاید بفهمند از عهده ی آن برنمی آیند و آن وقت دیگر مورد محبت قرار نگیرند.

همه ی انسان ها چنین چیزی دارند و علتش هم نحوه ای است که تربیت شده ایم. پس ما همه نگران هستیم که به اندازه ی کافی ارزش نداشته باشیم. به همین دلیل همه دارند بهانه می آورند که چرا کاری را که می خواهند، انجام نمی دهند و دلیل می آورند که تقصیری متوجه شان نیست.

تنها چیزی که جلوی رسیدن مردم به خواسته هایشان را می گیرد ، بهانه ای است که چرا نمی توانند به آن برسند. به عنوان مثال وقتی از کسی بپرسی که به راستی چه چیزی در زندگی اش می خواهد، شروع به کلی گویی می کند. اولین قدمِ هر کاری این است که با دقت و وضوح، به طور کامل برایتان روشن باشد که چه چیزی می خواهید. وضوح، قدرت است.

بهانه تراشی های افراد

اما چالش این است که اگر کسی را هم به وضوح برسانی، اغلب شروع می کند به گفتن این که چرا به آن نمی رسد و برای آن یک فهرست دارد. این فهرست از منابعی تشکیل شده است که آن ها را ندارد:

وقتش را ندارم، پولش را ندارم، آدم های مناسب را نمی شناسم، ارتباطش را ندارم، تحصیلاتش را ندارم، فناوری اش را ندارم، در جای نامناسبی به دنیا آمده ام.

هیچ چیز غیر از خودتان شما را گیر نینداخته است. کاری که باید بکنید این است که خودتان را در محیطی و بین کسانی قرار بدهید که با تمام قوا پیش می روند.

درست مثل ورزش است که اگر تیم شما در برابر تیم هایی قرار بگیرد که بدتر از شما بازی می کنند، هرگز رشد نخواهند کرد. اما اگر در کنار کسانی باشید که در بالاترین سطح بازی می کنند، البته باید بهتر بازی کنید تا حداقل از دور حذف نشوید. این مساله ای است که در زندگی هم اهمیت دارد.

شما مثل همان کسانی خواهید شد که با آن ها وقت می گذرانید. اگر می خواهید زندگی تان را به سطح دیگری برسانید، باید گروه جدیدی از افراد را
پیدا کنید که در سطح بالاتری قرار دارند و دور خودتان را با آن ها پر کنید.

آن وقت در یک روند جدید قرار می گیرید، تصمیماتی اخذ می کنید که زندگی تان را تغییر خواهد داد، دست به اقدامات عظیم می زنید و به چیزی کمتر از آن چه می توانید باشید رضایت نخواهید داد.

افراد موفق چیزی به نام شانس را قبول ندارند

اگر کسی در زمینه ای به موفقیت برسد، در صورتی که این کار را بیشتر از یک بار انجام داده باشد، علتش خوش شانسی نبوده است.

اگر این کار را به طور مداوم کرده باشد، یک برنامه ی اجرایی دارد حتی ممکن است خودش نداند که این برنامه چیست؛ اما یک برنامه دارد و چیزی وجود دارد که به آن عمل می کند.

کارهای یکسانی را انجام می دهد، بذرهای یکسانی را به نحو یکسانی می کارد، پاداش های یکسانی را برداشت می کند. اگر شما هم این کارها را تکرار کنید، زمان خیلی کمتری می گیرد؛ چون دیگر لازم نیست به دنبال یادگیری از طریق آزمون و خطا بروید. فشرده کردن زمان، راز همه چیز است.

معاشرت با کسانی که پیش تر به این نتایج رسیده اند هم به شما اجازه می دهد که از تجربه ی آن ها بیاموزید، زحمت تان را کم کنید و زمان لازم را تا حد امکان کوتاه کنید و خودتان را به سرعت پیش ببرید.

وقتی در راستای هدفی که به راستی می خواهید، دست به عمل می زنید، ترس ذوب می شود.

 

ترس های خود را برسی کنید

ترس های خود را برسی کنید

رییس یک سازمان بزگ به من گفت که وقتی او یک فروشنده بود، قبل از این که با یک مشتری ملاقات کند، ۵ یا ۶ مرتبه به دور یک بلوک ساختمانی راه می رفت. مدیر فروش او یک روز نزد او آمد و گفت:(( از لولوی پشت در نترس. لولویی در کار نیست. این یک عقیده غلط است.)) مدیر فروش به او گفت که هرگاه به ترس های خودش نگاهی می انداخت به صورت آنها خیره می شد و جلوی آن ترس ها می ایستاد و مستقیم  توی چشم آنها خیره نگاه می کرد. آنها ترس ها محو شده، حقیر و کوچک می شدند.

ترس از هوا

ترس بیمار گونه از هوا

ترس از باد، جریان های هوا، کوران و دود و گاز، هراس های مادرزادی هستند و باید بلا فاصله سرکوب شوند. صرفا افراد مشتاق و مصمم، موفق به ایجاد تغییری برای بهبود وضع خود می شوند.

تصویر سازی ذهنی

این مسئله را روی تخته سیاه بنویسید. بعد فرض کنید که این مسئله را زیر شیر ظرف شویی گرفته اید تا بر طرف شود و بعد خود را در مقابل موقعیتی که زمانی برای شما تهدیدآمیز بوده، تجسم کنید و ببینید که با جرات و استقامت در برابر آن ایستاده اید. حالا می دانید که این مسئله ی فریبنده ای است که شما با شستشوی مغزی خودجوش بر آن فائق آمده اید.

تلقین

مرتب به خود بگویید: دیگر طرز فکر من، همراه با ترس و نگرانی نیست. حالا دیگر از هر پدیده ی طبیعی از جمله نسیمی که هوا و ذهن من را تمیز می کند، لذت می برم. بخشی از اسرار کتاب خودهیپنوتیزم