پول

پنج ستون اصلی ثروت متوازن

پنج ستون ثروت متوازن

این امکان و احتمال وجود دارد که آن قدر بر یک چیز متمرکز شوید که زندگی تان نامتعادل بشود. به همان میزان که افرادی را می بینید که از نظر مالی موفق هستند و زندگی شخصی شان مشکل دارد، والدین فداکاری را می بینند که سلامتی جسمانی شان ضعیف است یا مرشدهایی را می بینند که از نظر معنوی به اوج رسیده اند و ارتباط شان را با حوزه های مفید پول و جسم از دست داده اند.

این ترکیب های تمرکز نامتوازن، در انواع مختلف دیده می شود چطور می شود از این شرایط جلوگیری کرد؟

با استفاده از یک هدف قابل دستیابی که اسمش را ثروت متوازن می گذاریم و وقتی ایجاد می شود که به تمام زمینه های زندگی توجه کنید و هیچ کدام را نادیده نگیرید.

پول همه چیز را تغییر می دهد، چون پول موقعیت فعلی تان را بزرگ تر می کند و به این سو می رود که مشکلات (یا خوشی هایی) که در سایر بخش های زندگی وجود دارد را حتی بزرگتر کند. پس پول، کامیابی ایجاد نمی کند.

۵ زمینه اصلی زندگی

برای ایجاد ثروت متوازن یک زندگی کامیابِ غنی در همه ی مقوله ها بیایید زندگی را دارای پنج زمینه ی اصلی ببینیم:

۱- مالی
۲- روابطی
۳- ذهنی (شامل عقل و احساس)
۴- جسمانی
۵-معنوی

این ها را به صورت ستون مجسم کنید. اگر هر یک از آن ها را تضعیف کنید، یا یک باره و یا تدریجی شروع به فروریختن می کنید و نمی توانید ساختمان را با تقویت ستون های محکم، قوی تر کنید؛ به جایش باید به ضعیف ها بپردازید, به زمینه هایی که کم توجهی کرده اید.

امکان ندارد که ستون های شما همیشه به یک اندازه محکم باشند. این چیزی است که بعضی افراد به نام تعادلمی شناسند، اما گمراه کننده است. شما نمی توانید برای تمام پنج زمینه ، استحکامکامل ایجاد کرده بعد زندگی تان را برای یک زیستن سهل و بی تغییر، در همین موقعیت نگه دارید.

در این صورت زندگی، یکنواخت و شدیداً کسل کننده خواهد شد. به این موضوع فکر کنید، در تعادل کامل، هیچ چیز اتفاق نمی افتد هیچ چیز! پس شما در زمان های مختلف، بر زمینه های مختلف تاکید می کنید و این خوب است.

این زندگی است. ایجاد ثروت متوازن این طور شروع می شود که پی ببرید همیشه باید به تمام پنج زمینه تا حدی توجه کرد نه این که هر پنج زمینه همیشه نیازمند توجه کامل شما باشند.

لطفاً این جمله را دوباره به طور کامل بخوانید و بگذارید در ذهن تان
ماندگار شود.

«ثروت متوازن ، یک احساس سرتاسر سعادت، کامیابی و رضایت ایجاد می کند»

لطفاً متوجه این نکته هم باشید که ستون های شما به یکدیگر وابستگی دارند. وقتی به هر کدام از آن ها رسیدگی کنید، به قدرت همگی اضافه می شود.

به عنوان مثال، رسیدگی به سلامت تان با ورزش منظم و تغذیه ی خوب، حسن های متعددی دارد. اعتماد به نفس و بنیه ی قوی تر تان باعث بهبود روابط جسمانی می شود. کسب و کار از انرژی افزایش یافته تان رونق می گیرد.

در اعمال معنوی تان حضور ذهن و حواس جمعی بیشتری دارید. به همین صورت، رشد معنوی می تواند به عمیق تر شدن صمیمیت در دوستی ها و روابط عاطفی تبدیل
شود و به تمرین های جسمانی تان نیرو بدهد و بقیه ی موارد هم به همین ترتیب هستند.

هر قدر که بر یک یا دو زمینه از زندگی تان به قیمت نادیده گرفتن زمینه های دیگر متمرکز شوید، در مجموع احساس فقر خواهید کرد.برعکس آن هم صحیح است، هرقدر که بر تمام پنج زمینه تمرکز کنید، که البته گاهی نامساوی خواهد بود، وفور نعمت را خواهید چشید.

 

انتقال انرژی

دادن انرژی و توجه به هر یک از زمینه ها، باعث شکوفایی تمام زمینه ها می شود چطور می توانید این را به کار بگیرید؟ دایماً حساب و کتاب کنید، ببینید در کجا مازاد و کسری وجود دارد و انرژی تان را به جایی که نیاز هست منتقل کنید. به عنوان مثال، اگر می خواهید برای مدتی عمدتا بر رشد کاری تمرکز کنید، نیازمند فدا کردن سایر زمینه ها هستید.

پس با خودتان (و هرکس دیگری که تحت تاثیر قرار می گیرد) توافق کنید که چه مدت این بی تعادلی موقت را خواهید پذیرفت.

با خانواده تان صحبت کنید و به آن ها بگویید که طی دو ماه آینده، خیلی مواقع حضور نخواهید داشت، اما بعد از آن برنامه دارید که دوباره با هم وقت بگذرانید.

با کارمندان تان صحبت کنید و از آن ها برای دو ماه آینده، پشتیبانی و تلاش اضافه بخواهید. بعد هم انعطاف پذیر باشید تا بتوانند هر چه را که گذاشته اند طی مدتِ فشار از دست خارج شود، جبران کنند و به روز برسانند.

با خودتان صحبت کنید که خوب من دو ماه افراط خواهم کرد و به اندازه ی سابق به باشگاه نخواهم رفت، به خوبیِ قبل غذا نخواهم خورد و آنقدر که دلم می خواهد ، زمان برای تنها بودن نخواهم داشت. اما این چیزها را کاملاً هم کنار نمی گذارم. کمی پس می کشم ، اما بعد به برنامه ی همیشگی ام برخواهم گشت.

برنامه ریزی دقیق برای دوره های محدود متمرکز

نکته ی کلیدی تمام موقعیت ها این است که برای دوره های محدودِ متمرکز برنامه ریزی کنید ,اما هرگز زیر بار بی توجهی کامل نروید. نشانه های آشکار ساز بی توجهی
در روابط، بی توجهی را خیلی راحت می توان تشخیص داد. یادتان باشد که مهم ترین رابطه تان با خودتان است. پس پیش از هر چیز و بیش از هر چیز، از خودتان بپرسید:

آیا از زمانی که به تنهایی با خودم می گذرانم لذت می برم؟
-آیا درونی ترین افکار، احساسات و ارزش هایم را می شناسم؟
– آیا می توانم آن ها را به روشنی بیان کنم؟
– آیا واقعا در این باره که چه کسی هستم ، صداقت دارم؟ آیا وقت می گذارم که در این باره تعمق کنم؟
– آیا از زمانی که با عزیزانم می گذرانم لذت می برم؟ آیا به نظر می آید که آن ها هم از آن لذت می برند؟
– آیا احساس می کنم که می توانم به افراد حقیقت را بگویم و نه این که فقط آن چه می خواهند بشوند را بگویم؟

آیا می توانم تعارض ها را بدون باقی ماندن رنجش حل کنم؟

تعریف ثروت متوازن از ثروت مالی

برای مسایل مالی تان، به نحوه ی زندگی تان نگاه کنید. تعریفی که ثروت متوازن از این ثروت مالی دارد، به صورت عدد و مبلغ نیست. بلکه این است که تا چه در زندگی تان از پول به خوبی استفاده می کنید. از خودتان بپرسید:

-آیا درآمدم با ارزشی که ارائه میکنم متناسب است؟
-آیا در حد درآمدم خرج کرده و برای آینده ام سرمایهگذاری میکنم؟
-آیا بدهکاریم را کاهش دادهام و تحت کنترل دارم؟

آیا به اندازه کافی از نظر مالی احساس ثروتمند بودن میکنم که بتوانم پولم را از طریق خیریه یا سایر روشهای بخشیدن، با دیگران تقسیم کنم؟
-آیا زمینه ای از زندگی مالیام هست که به طور مرتب آزارم بدهد، اما هنوز به آن رسیدگی نکرده باشم؟

پیشرفت شخصی، علایق فکری و سلامت احساسی

برای زندگی ذهنیتان، بر رشد شخصی تمرکز کنید، مسائلی مثل پیشرفت شخصی، علایق فکری و سلامت احساسی. از خودتان بپرسید:

آیا به کمک یادگیری مداوم از طریق یک استاد یا یک همکار یا با آموزشهای رسمی،در کاری که برای گذران زندگی انجام میدهم بهتر میشوم؟
-آیا دارم چیزهای جدیدی یاد میگیرم که من را فرد بهتری میکند؟ چه این چیزها با کار و حرفه ام رابطه آشکاری داشته باشد و چه نداشته باشد؟
-آیا دارم تواناییهایم را برای مطالعه و این که در معرض ایدههای جدید قرار بگیرم به کار میبندم؟ آیا ذهن باز دارم که نظرات متفاوت را در نظر بگیرم؟

آیا دارم خودآگاهتر و شکوفاتر میشوم، آیا میدانم که واقعاً چه هستم و رویاها و خواستههای خودم را دنبال میکنم؟
-آیا میتوانم احساساتم را بشناسم، به آنها احترام بگذارم و با اطمینان بیانشان کنم؟

سلامتی جسمانی

برای سلامتی جسمانی هم به این بپردازید که تا چه حد در جسمتان راحت هستید؟ آیا انرژی کافی دارید که آنچه برایتان مهم است را انجام بدهید؟ از خودتان بپرسید:

-آیا به اندازه کافی ورزش میکنم که احساس قوی بودن، انعطافپذیری و تناسب اندام داشته باشم؟

آیا غذایی میخورم که به من قدرت بدهد و به من کمک کند سلامتی و سرزندگیام را حفظ کنم و افزایش بدهم؟
– آیا بدون اینکه از شادابی خودم کم کنم، استراحت کافی میکنم؟
-اگر علایق خاصی در زمینه سلامتی دارم، آیا به دنبال توصیههای خوب میروم؟ آیا به این نصیحت ها عمل میکنم؟

بصیرت و آگاهی روزانه و اتصال قلبی به خداوند

و بالاخره زندگی معنوی تان را در نظر بگیرید که فارغ از اینکه چه مذهبی داشته باشید به طور کلی شامل بصیرت و آگاهی روزانه و اتصال قلبی به خداوند است. از خودتان بپرسید:

آیا به طور منظم توجه میکنم که چطور اشخاص دیگر، طبیعت یا خود من، چیزی جادویی و معجزه آمیز را بازتاب میدهیم؟
-آیا احساس اتصال کامل با کائنات میکنم؟ آیا احساس میکنم که جزیی از چیزی هستم که از خودم خیلی بزرگتر است؟
-آیا زمان میگذارم که تنها باشم و خدا را بجویم؟
-آیا معنویت را با دیگران هم تقسیم میکنم؟ آیا این یک مرکز ثقل در زندگی ام است؟
-آیا میتوان مسیر خودم را بروم، زندگی ام را هدایت کنم، احساس نکنم که قربانی شرایط یا بازیچه تربیت فرهنگی هستم؟

این سوالات کاونده را صادقانه از خودتان بپرسید و آن وقت درکی پیدا خواهید کرد که کجا ایستاده اید و آشوب در کجا ممکن است در شرف تکوین باشد. اگر هر فکری در ذهنتان است که به اندازه کافی خوب نیستید، آن را فراموش کنید و توجهتان را به زمینه های نادیده گرفته شده ای بدهید که ممکن است موجب عدم توازن بشود و در
نتیجه نیاز به توجه بیشتر دارد.

انسان کامل بودن، نیاز به این دارد که با غیرقابل پیش بینی بودن و رشد، ثروت متوازن ایجاد کنید

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *