خانه / مقالات / نقش باور و اعتقاد در موفقیت افراد

نقش باور و اعتقاد در موفقیت افراد

تاثیر اعتقادات بر انسان ها قوی تر است یا باورها؟!

باورهای ما انسان ها از لحاظ عاطفی دارای سطوح اطمینان و شدت متفاوتی هستند و لازم است که از نیرومندی آن ها مطلع باشیم. در واقع آن ها زا به سه گروه تقسیم کرده ایم:

۱ – نظریه ها

۲ – باورها

۳ – عقاید

نظریه امری است که نسبت به آن اطمینانی نسبی داریم و این اطمینان موقتی است چون به راحتی قابل تغییر است. پایه های مرجع میز نظریه ها سست و متزلزل هستند و احتمالا بر اساس احساسات بنا شده اند.

طبیعت نظریه ها این است که به راحتی تغییر می کنند و این تغییر معمولا با استناد به مراجع انگشت شماری است که فرد در یک لحظه به آن ها توجه می کند. از طرفی باور زمانی به وجود می آید، که پایه های مرجع ما بزرگتر هستند و به خصوص از نظر عاطفی به آن مراجع بسیار اهمیت می دهیم. این مراجع حس اطمینانی را نسبت به امری در ما پدید می آورند. همان طور که قبلا هم گفتیم این مراجع می توانند به گونه های مختلفی باشند، می توانند از طریق تجارب شخصی، اطلاعات دیگران یا حتی تصورات خودمان به دست بیایند و ما را به رشد و موفقیت در زندگی برسانند.

نقش باور در زندگی

انسان هایی که چیزی را باور دارند، به چنان درجه ای از اطمینان نسبت به آن باور می رسند که غالبا درهای ذهن خود را بر روی هر باور جدیدی می بندد. اما اگر با این افراد روابط صمیمانه ای ایجاد کنید، ممکن است بتوانید در الگوهای خود خللی به وجود آورید و کاری کنید که مراجع خود را زیر سوال ببرند و به باورهای جدیدی توجه کنند. این موضوع موجب می شوند که مراجع قدیمی مورد تردید قرار بگیرند و زمینه را برای کسب باورهای جدید مهیا کنند و اینجاست که شما نقش باور در موفقیت و زندگی را متوجه شوید.

تاثیر عقاید در انسان ها چگونه است؟!

ولی عقاید بسیار قوی تر و مستحکم تر از باورها می باشند. چون شخص احساسات نیرومندی را به نظریه ای مرتبط می کند. شخصی که به موضوعی اعتقاد دارد، نه تنها نسبت به آن احساس اطمینان می کند بلکه اگر اعتقادش زیر سوال برود عصبانی می شود. چنین شخصی تمایل ندارد مراجعش حتی برای لحظه ای زیر سوال بروند. آن ها معمولا در مقابل اطلاعات جدید مقاومت می کنند و حتی آزرده خاطر می شوند.

مثلا افراد متعصب قرن ها پیش اعتقاد داشتند که بینش آن ها به خداوند کاملا درست و بی نقص است به گونه ای که حتی حاضر بودند در راه اعتقادات خود از جانشان هم بگذرند. اعتقادات آن ها به اندازه ای قوی بود که افرادی را پای بت ها قربانی می کردند؛ حتی به کودکان خود زهر می دادند و خودشان هم با خوردن سم اقدام به خودکشی می کردند!

البته اعتقادات شدید تنها مربوط به مسائل خیالی نمی شوند. اعتقادات در هر انسانی که نسبت به نظریه، اصلی یا علتی دلبستگی زیادی پیدا کند، ایجاد می شود. مثلا کسی که با آزمایشات هسته ای زیر زمینی مخالفت شدیدی دارد، در این مورد باوری دارد؛ ولی کسی که وارد عمل می شود حتی عملی که از دید دیگران پسندیده نیست و اقدام به تظاهرات می کند، برای خودش دارای عقیده و اعتقاداتی می باشد.

تفاوت این ها همه در اقدام به عمل می باشد. در حقیقت شخص معتقد چنان شور و شوقی نسبت به باورهای خود دارد که حتی حاضر است به خاطر عقایدش دست به هر عملی بزند؛ حتی اگر عملش مورد تایید همگان نباشد و مضحکه دیگران شود. حتی اگر کارهایش مورد تایید همگان نباشد و مضحکه دیگران شوند.

تفاوت بین باور و اعتقاد

به احتمال قوی بزرگ ترین عامل تفاوت میان باور و اعتقاد این است که اعتقاد به واسطه ی وقایع احساسی مهم به وجود می آید و این فکر را در ذهن ایجاد می کند که اگر به این امر اعتقاد نداشته باشیم، متحمل رنج فراوانی می شویم. اگر اعتقاد خود را تغییر دهیم، هویت خود و آنچه را سال ها برایش وقت صرف کرده ایم را هم از دست می دهیم و به رشد و موفقیت در زندگی دست پیدا می کنیم. به این ترتیب اعتقادات برای شخص حکم زندگی اش را پیدا می کند. این موضوع امکان دارد خطرناک باشد چون هر بار احتمال می دهیم که باورهای ما نادرست باشند، از خود تعصب نشان می دهیم که این امر می تواند در بلند مدت سبب شکست ما شود. گاهی اوقات بهتر است نسبت به امری باور داشته باشیم تا اعتقاد!

اگر از جنبه مثبت به قضیه نگاه کنیم، اعتقاد با شور و شوقی که در ما ایجاد می کند، نیروبخش است چون موجب می شود وارد عمل شویم. طبق گزارشات دکتر رابرت پی ایبلسون، استاد روان شناسی باورها همانند دارایی ما هستند و اعتقادات دارایی های ارزشمندتری هستند که فرد را بر آن می دارند تا با شور و شوق زیادی در جهت اهداف، پروژه ها، آرزوها و خواسته هایش گام بردارند تا به رشد و موفقیت در زندگی دست پیدا کنند.

غالبا بهترین کاری که می توانید انجام دهید تا در هر زمینه ای از زندگی پیشرفت کنید این است که باورتان را به سطح اعتقاد برسانید. به خاطر داشته باشید که اعتقاد می تواند شما را به حرکت وادارد. باورها نیز چنین می کنند ولی ممکن است برخی از زمینه های زندگی شما نیاز به قدرت اعتقادی بیشتری داشته باشند. مثلا اگر معتقد باشید که هیچ گاه نباید اضافه وزن پیدا کنید، این اعتقاد سبب می شود شیوه زندگی سالمی را در پیش بگیرید، از زندگی لذت بیشتری ببرید و حتی ممکن است موجب شود که هیچ وقت دچار کلسترول بالا و سکته قلبی نشوید. پس این اعتقادات باعث می شود که همیشه راهی برای حل مشکلات داشته باشید و یاری تان می دهد تا دشوارترین لحظات زندگی را به خوبی پشت سر بگذارید و به رشد و موفقیت در زندگی دست پیدا کنید.

چگونه می توان به چیزی اعتقاد پیدا کرد؟!

۱ – کار خود را به پیدا کردن یک باور آغاز کنید.

۲ – این باور را با کسب مراجع جدید و قدرتمندتر تقویت نمایید.

مثلا فرض کنیم که تصمیم گرفته اید هیچ وقت گوشت نخورید، برای تقویت این باور با افراد گیاه خوار صحبت کنید. از آن ها سوال کنید که چه عاملی در نحوه تغذیه آن ها تاثیر گذاشته است و این امر چه نتایجی در سلامتی و دیگر زمینه های زندگی آن ها به وجود آورده است؟! سپس شروع کنید و در مورد تاثیرات استفاده از پروتئین حیوانی بر روی جسم خود بپردازید. هر چه مراجع شما بیشتر باشد و هرچه احساسات شما تاثیرپذیری بیش تری داشته باشند، اعتقادتان قوی تر خواهد شد و به رشد و موفقیت در زندگی دست پیدا خواهید کرد.

۳ – سپس یک عامل محرک بیابید یا خودتان آن را به وجود آورید. سوالی را مورد نظر قرار دهید. مثلا از خودتان بپرسید: «اگر این کار را نکنید چه ضرری برایتان دارد؟!» سوالاتی که از خودتان بپرسید که احساسات شما را تحت تاثیر قرار دهد. به عنوان مثال اگر می خواهید اعتقاد پیدا کنید هیچ گاه نباید سراغ مواد مخدر رفت، با تماشای فیلم های مرتبط و بازدید از مراکز بازپروری یک تصویر واقعی از آنان در ذهن خود ایجاد کنید.

۴ – سرانجام وارد عمل شوید. هر عملی که انجام می دهید حس تعهد شما را تقویت می کند و موجب می شود سطح احساسات و اعتقادات شما افزایش پیدا کند.

درباره مدیر سایت

این را هم بخوان

داشتن تمرکز کامل

پیشنهادهای زیر برای افزایش تمرکز کامل طراحی شده است. من در هر کاری که انجام …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × 2 =