قاطع و موثر عمل کردن در کارها و وظایف

پیشنهادهای زیر به این منظور طراحی شده است تا قاطعیت و کارایی شما را در انجام وظایف و اعتماد به نفس تان را در فرایند تصمیم گیری افزایش دهد.

الان قاطعانه و استوار تر عمل می کنم و کارایی ام را در انجام کارها افزایش می دهم.الان توانایی ام را برای تصمیم گیری و وفادار بودن به آن تصمیمات افزایش میدهم. شک را کنار می گذارم و توانایی ام را برای گرفتن تصمیمات خوب می پذیرم. من در بر داشتن گام های قاطع و استوار در انجام وظیفه ام احساس اعتماد به نفس می کنم. من از طریق اولویت دادن و سازماندهی کردن برنامه هایم برای آن روز کارایی ام را در انجام وظایفم افزایش می دهم. من به آسانی آنچه را که باید با نظم و ترتیب انجام شود را انجام می دهم. من دیگر درباره ی تصمیماتم حدس و گمان نمی زنم. من به خود اعتماد دارم. من مسیر عملی را انتخاب می کنم و به آن وفادار می مانم.

من درباره ی تصمیماتم احساس آرامش می کنم و آنها را با راحتی انجام می دهم. هنگامی که مشکلاتی رخ می دهد، به سرعت آنها را رفع می کنم ….. و بعد به مسیر طبیعی فعالیتهایم باز می گردم. من به خود اجازه می دهم تا بعد از در نظر گرفتن معایب و محاسن هر جایگزین بهترین انتخاب را داشته باشم. من معتقدم که انتخابم درست است و بهترین انتخاب را هر بار می توانم داشته باشم.

من بدون مشکل وظایفم را انجام داده، آنها را سازماندهی کرده و به دقت آنها را با اعتماد به نفس کامل اولویت بندی می کنم. من آنچه را که باید با نظم انجام شود انتخاب می کنم و سپس تا زمانی که آن کار تمام نشود همچنان آن را انجام می دهم. من بر روی آن برنامه تا زمانی تمرکز می کنم که آن را با رضایت کامل تمام کنم. از حالا به بعد تصمیم می گیرم تا توانایی های خود را برای گرفتن تصمیمات خوب زیر سوال نبرم. من خود را از بی توجهی ها و غفلتها همین حالا رها می کنم و بر روی آنچه که می خواهم انجام شود تمرکز می کنم.

حالا تصور می کنم در حالی که کاغذها و وظایف بسیاری در مقابلم قرار دارد بر روی میز مینشینم. آنچه را که باید انجام دهم اولویت بندی کرده و کاغذهایم را به دقت و سادگی سازماندهی می کنم. سپس تصمیم می گیرم تا بر روی مهمترین برنامه هایم کار کنم و برنامه های دیگر را برای بعد نگه دارم. من تصور می کنم که یک خط تلفن بر روی میزم وجود دارد و تلفن زنگ می زند. به تلفن مودبانه جواب میدهم …….. و بلافاصله به تلفن کننده می گویم که سرم شلوغ است و هنگامی که کار فعلی ام تمام شود دوباره با او تماس می گیرم. هنگامی که تلفن را قطع می کنم، ذهنم به برنامه ی روبرویم باز می گردد و خود را در حال کار کردن با تمرکز و اراده تصور می کنم. هنگامی که کار اولم تمام می شود، احساس خوبی نسبت به خود دارم ……. و حتی خود را سزاوار داشتن استراحت کوتاهی می دانم. من به آن فرد دوباره تلفن می کنم اما فقط چند دقیقه با او صحبت می کنم. بعد از این توقف کوتاه ذهنم تازه شده و با قاطعیت کار بعدی خود را انجام می دهم. از حالا به بعد به توانایی ام برای تصمیم گیری اعتماد می کنم. من در انجام کارهایم بسیار مصمم هستم. در بین گزینه هایم دست به انتخاب می زنم و برنامه هایم را با دقت دنبال می کنم، من در انجام تمامی برنامه هایم صلاحیت لازم را دارم، از طریق سازماندهی کردن و اولویت دادن هم به وظایف کوچک و هم به وظایف بزرگ خود روز به روز با کارایی و قاطعیت بیشتری عمل می کنم.

با شمردن تا عدد پنج از هیپنوتیزم بیدار خواهم شد.هنگامی که به عدد پنج میرسم کاملا هوشیار شده و از هیپنوتیزم بیدار میشوم. یک ….. شروع به بیدار شدن از هیپنوتیزم میکنم. دو…. از محیط اطراف خود آگاه میشوم. احساس رضایت ، امنیت و آرامش میکنم.سه… منتظر رسیدن به نتایج مثبتی از جلسه هیپنوتیزم خود هستم. چهار… احساس خوش بینی و تازگی میکنم.پنج…پنج….پنج….الان کاملا به هوشیاری رسیده و از هیپنوتیزم بیدار میشوم.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

13 − 2 =