مراقبه ذهن

استفاده از شکاف بین افکار برای تحقق بخشیدن به آرزوها

تحقق بخشیدن به آرزوهایتان با استفاده از شکاف بین افکار (مراقبه)

یکی از انسان های مقدس این کره ی خاکی که بیش از دیگران منیت خویش را به دست فراموشی سپرده، زنی اهل هند با نام مادر میرا است. او در خانه ای ساده و سرشار از آرامش در آلمان زندگی می کند و در آن جا از تمامی افرادی که از سراسر جهان برای دیدارش می آیند با خوشرویی استقبال می کند.

مادر میرا در دوران کودکی ویژگی های معنوی متعالی و بسیار بی نظیری داشت. در سه سالگی به موضوع های گوناگونی اشاره می کرد که به او الهام می شد. این انسان مقدس، افراد زیادی را از نقاط مختلف جهان جذب خود می کند. عده ی زیادی نزد او می آیند تا از برکت حضور او و از آرامش و سعادتی که در سکوت به دیگران هدیه می کند بهره مند شوند.

چون مادر میرا مهارت ها و موهبت های الهی زیادی دارد، عده ی بسیاری در هند او را همانند مادری مقدس دوست دارند. من اوقاتی را با او سپری کرده ام و از فیض و برکت خالصانه اش بهره مند شده ام.

باید به نیرویی که ما را آفریده است توکل کنیم، به شایستگی خود برای داشتن موهبتهای الهی ببالیم، خدایی بودن خویش را درک کنیم و برای برقراری ارتباطی آگاهانه با خداوند به مراقبه بپردازیم.

تجلی خواسته ها و آرزوها را می توانیم با آرامش و به طور منظم به شکاف بین افکارمان رخنه کنیم. شکاف یا فاصله ی بین افکارمان جایی است که همه ی نوآوری ها و معجزه ها از آن جا سرچشمه می گیرند.

روشی دیگر برای بیان این مطالب، سخنی از حضرت عیسی مسیح است که در انجیل یوحنا ۶:۶۳ ذکر شده است: «روح، زندگی می بخشد، جسم هیچ ارزشی ندارد.»

مراقبه

برای زندگی بخشیدن باید به خلاء، به سکوت بین افکارمان راه یابیم. سرچشمه ی تمامی معجزه ها، خلقتها و نوآوری ها در این جا در شکافی نامحدود و بدون شکل قرار دارد.

این شکاف مکانی است که در آن رویدادهای هم زمان آشکار می شود و آن چه به ظاهر غیر ممکن به نظر میرسید در این شکاف به وقوع می پیوندد. متجلی ساختن آرزوها فقط با ورود به ساختمانی مذهبی و مقدس و یا با پذیرش دینی سازمان یافته و ویژه به وقوع نمی پیوندد.

وقتی از مادر میرا پرسیدند آیا می خواهد مذهب جدیدی را پایه گذاری کند یا نه، او این نکته را به خوبی توصیف کرد. پاسخ او این گونه بود: «نه، هرگز. خدا هم چون دریاست. همه ی مذهبها رودخانه هایی هستند که به دریا می رسند. بعضی از رودخانه ها مسیر پر پیچ و خمی دارند. چرا مستقیم به دریا نرویم؟»

وقتی مادر میرا سر مرا در میان دستهایش قرار داد و به چشمانم دست خداوند را در وجود آن انسان مقدس بدون حضور هیچ گونه امنیتی احساس کردم. او به من نشان داد رها کردن منیت و ورود به دنیای معنویت، جایی که جسم واقعا بی ارزش است چه احساسی دارد.

اکنون چرا به سخنان این انسان مقدس که به من و هزاران نفر دیگر برکت بخشیده است توجه نمی کنید و مستقیم به دریا نمی روید؟ زیرا ما تمایل داریم تا بر محدودیت های موجود بر سر راه استعدادها و امکانات خود تأکید کنیم و فرهنگمان به آسانی استعدادهای ما را برای جذب آن چه آرزویش را داریم تشویق نمی کند.

بنابراین تقریبا غیر ممکن به نظر می رسد که فقط با ورود به شکاف و انجام دادن تمرین های قدیمی برای ماندن در آن، استعدادهای فوق العاده ای را نسبت به گذشته داشته باشیم. اما نمی توانیم فقط با یک آگاهی ساده از سکوت، از نیروی منظم و خلاق موجود که اجازه میدهد همه ی آرزوها متجلی شوند درباره ی این نکته به توافق برسیم که آن چه را از دست داده ایم هم اکنون در کنار خود داریم.

هیچ مکانی را نمی توان یافت که خداوند در آن حضور نداشته باشد. اگر نیروی الهی در همه جا وجود دارد بنابراین باید در درون شما نیز وجود داشته باشد. همچنین اگر این نیرو در همه جا وجود دارد پس در درون چیزی که شما آن را در زندگی خود از دست داده می دانید نیز باید وجود داشته باشد.

پس متجلی ساختن آرزوها چیزی جز یک تغییر و تحول در خواست درونی انسان نیست. به این ترتیب شما از طریق نیروی الهی که آن را با همه چیز و همه کس سهیم هستید دوباره به چیزی که از دست داده اید می پیوندید.

شاید عجیب به نظر رسد اما این کار فقط با ورود و ماندن در شکاف بین افکار، در سکوت بین واژه ها انجام می شود. مادر میرا کاملا درست می گوید: شما می توانید مستقیم به دریا بروید. اکنون اجازه دهید با ارائه ی روشی برای ورود به شکاف به شما کمک کنم.

ادامه در مقاله ورود به شکاف بین افکار

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *